تبليغاتX
my love

درد گنگ

نمي دانم چه مي خواهم بگويم

 

زبانم دردهانم بازبسته است

 

درتنگ قفس باز است و افسوس

 

كه بال مرغ آوازم شكسته است

 

نمي دانم چه مي خواهم بگويم غمي دراستخوانم مي گذرد

 

خيال ناشناسي آشنا رنگ

 

گهي مي سوزدم گه مي نوازد

 

پريشان سايه اي آشفته آهنگ

 

زمغزم مي تراود گيج و گمراه

 

چو روح خواب گردي مات و مدهوش

 

كه بي سامان به ره افتد شبانگاه

 

درون سينه ام دردي است خونبار

 

كه همچون گريه مي گيرد گلويم

 

غمي آشفته دردي گريه آلود

 

نمي دانم چه مي خواهم بگويم

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 22:27 توسط |