سرنوشت برگ

love
m&a
کاشکی ندونی وقتی که میرم
کاشکی ندونی بی تو میمیرم
مرگ قناری دیدن نداره
گلی که خشکید چیدن نداره
میرم از اینجا وقتی که خوابی
من اهل خشکی تو اهل آبی
این نامه از دختر کویره
وقتی میخونیش که خیلی دیره
میرم از اینجا با پای خسته
با چشمی گریون قلبی شکسته
بغضی هنوزم مونده تو سینه
دوری چه سخته قسمت همینه





دوستت دارم
بيشتر از آنچه كه تصور ميكني دوستت دارم و
بيشتر از آنچه باور داري عاشق توهستم
بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.
عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي
جز تاريكي و سياهي ندارد!
دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ،
دوستت دارم چونكه مرا باور داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!
تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم
و جز اين از خداي خويش هيچ آرزويي را ندارم
عزيزم اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه اي است
از طرف من به تو!
از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!
عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه
معناي واقعي عشق را به من ابراز كردي و آموختي!
آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن!
عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و
به جز تو كسي لايق اين قلب بي طاقت من نيست
هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ
كسي هست كه عاشق و ديوانه تو مي باشد !
هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و
در آغوش خود بفشارم!
عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ،
پر از ليلي و مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ،
و من و تو نيز يك سوي ديگريم!
عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا
تو را عبادت ميكنم!
عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ،
و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست!
تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه
مي نگرم تو را ميبينم .
دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ،
آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي ابرازي براي آن نيست!
مستم از اين عشق تو ، و پريشانم از غصه هاي تو و گريانم از اشكهاي تو!
با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم
با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!
عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو
توانستي بماني با قلبم ، بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !
عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا
در قلبت طلسم كرده اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !
اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ،
با اراده و با احساسي پرا از دوست داشتن ميگويم كه
دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و
به من بنگرند و شرمنده شوند!
به تو و عشق تو ایمان دارم
من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
در غمستان نفسگير، اگر
نفسم ميگيرد
آرزو در دل من
متولد نشده، مي ميرد
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
جان مرا ميگيرد
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
خدایا

نمی دونم چرا
بگويم. براي گفتنت واژه کم مي آورم. به هر حال ، بدان
که بيشتر از اين حرف ها و واژه ها برايم معنا مي دهي
نامه عاشقونه

عشق چیست..؟
عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني
زندگي 3 بار بهت دروغ ميگه ......... 1 - وقتي به دنيات مياره ........ 2 - وقتي عاشقتميكنه .......... 3- وقتي زندگيت رو ازت ميگيره تا بهت بگه همش خوابي بود و بس! ![]()
از اينکه عاشق تو هستم حس غرور مي کنم و دست در دست ابي
اسمان مي نهم و دريايي مي شوم به اساني و در تو شکوفا مي
کنم زندگي را حالا که کوچه کوچه در تو غرق مي شوم
اشکي که بي صداست / پشتي که بي پناست / دستي که بسته است / پايي که خسته است / دلي
که عاشق است / حرفي که صادق است / شعري که بي بهاست / شرمي که اشناست / دارايي
من است / ارزاني شماست
ديگه نمي بخشم تو رو كه قلبمو شكستي برو بهونه هي نيار منتظر چي هستي / همش نگو
قسمت نشد گردن اين و اون نزار نميتونم مثل تو شم سادگيمو به روم نيار ![]()
با تشکر از دوستانی که در بهتر شدن وبلاگ کمکم میکنند.

هميشه محكوم ولي بي گناه
عشق يعني
|
عشق يعني . . . |
|
عشق يعني يك سلام و يك درود عشق یعنی بی تو و ویرانگی عشق یعنی با تو و دیوانگی
|
كجايي
کجا بــودي وقتي برات شکستـم
يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم
کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد
داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد
کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات
شبا نشستم به هواي چشمـــات
کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم
عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم
ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم
هــر چــي که باورت نميشه ديـدم
کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم
نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم
کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت
خون جاي گريه از چشام ميـريخت
کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد
امــا به خـاطر چشات قسم خـورد
کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم
سوختم و از غمت خاکستر شدم
خنده واسه هميشه از لبـام رفت
رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت
عشق
love
مادر
ILOVE YOU
درد گنگ
نمي دانم چه مي خواهم بگويم
زبانم دردهانم بازبسته است
درتنگ قفس باز است و افسوس
كه بال مرغ آوازم شكسته است
نمي دانم چه مي خواهم بگويم غمي دراستخوانم مي گذرد
خيال ناشناسي آشنا رنگ
گهي مي سوزدم گه مي نوازد
پريشان سايه اي آشفته آهنگ
زمغزم مي تراود گيج و گمراه
چو روح خواب گردي مات و مدهوش
كه بي سامان به ره افتد شبانگاه
درون سينه ام دردي است خونبار
كه همچون گريه مي گيرد گلويم
غمي آشفته دردي گريه آلود
نمي دانم چه مي خواهم بگويم
به دنبال تو


حرف دل

تا ابد در دل من می مانی
تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم
وهمین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی
...
عشق
عاشقانه
عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني سروراي آويختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني عطر گلهاي سفيد
بدون تو
با رفتن تو آسمان رنگی دگر شد
با رفتن تو دیدگانم خونین و تر شدم
دیگر توان شعر گفتن در برم نیست
با رفتن تو عصر من با ناله سر شد
غمگین ترینم در نبودت بین یاران
خون از دو چشمم گشته جاری همچو باران
تنها ترین ماوای من بعد از تو دلدار
میخانه است و جمع پاک غمگساران
چشم به در تا عاقبت روزی بیایی
پایان دهی بر غصه و درد و جدایی
بی تو
هيچ نبودم
هيچ نداشتم
پيش از اينکه عاشقت باشم
پيش از اينکه دوستت بدارم .
بي تو
بي اهميت و بي نام
در خيابانهاي مشکوک و مرد
به استنشاق هواي انتظار
به اتلاف خويش لحظه ها را قرباني مي کردم.
بي تو در اتاقي پر از خاکستر
در مجلسي که ماه به گودالش فرو مي افتاد
و در انبارهائي که واژه "گم شو" را غر مي زدند.
مي زيسته ام.
همه چيز گنگ و خاموش
دستگير و متروک
و پو سيده و فاسد مي نمود
آنها، متعلق به شخص ديگري بودند
متعلق به "هيچ کس" .
تا تو آمدي
با فقرت
و زيبائي ات
وبا هدايائي
که خزانم را کامل مي کرد
یادگارعشق








